فايل ضميمه :
<img src="/Content/Images/Icons/word.png" />
        

لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب‌ شرقي آسيا


منشي جلسه ـ «لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا»[1]

آقاي عليزاده ـ آقايان اين مصوبه را مطالعه فرمودهاند؟

آقاي مؤمن ـ بله، مجمع فقهي صراحتاً [به اين موافقتنامه ايراد گرفته است.]

آقاي عليزاده ـ در مجمع فقهي چه فرمودهاند؟

آقاي شب‌زنده‌دار ـ مجمع مشورتي فقهي نسبت به ماده (3)[2] گفته است: با توجه به اينكه در بعضي كشورهاي عضو اين پيمان، فساد اخلاقي وجود دارد و با توجه به منوط بودن الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به اين پيمان به موافقت كشورهاي جنوب شرقي آسيا كه در بين آنها كشورهايي مانند ميانمار وجود دارد كه با اسلام عناد دارند و الحاق آنها نيز محتمل است، روابط دوستانه داشتن و مودت و محبت داشتن به اين كشورها، وجهي نداشته و محل ايراد ميباشد.[3]

آقاي مؤمن ـ خلاصه‌‌ي پيمان مودت اين است كه كشورهاي عضو كاملاً با هم بسازند و نسبت به هيچ كشوري اظهار نارضايتي نكنند.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ معني اين پيمان اين است كه آن كشورها دشمنيشان را [با ما و مسلمانان] از بين ببرند ديگر.

آقاي مؤمن ـ نه، اين مطلب در اين پيمان نيست.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، معناي اين پيمان همين است ديگر.

آقاي مؤمن ـ نه، اينطور نيست.

آقاي عليزاده ـ مودت دوطرفه است.

آقاي مؤمن ـ خب ميانمار كه دارد همهي مسلمانها را ميكشد، جزء همين پيمان است.

آقاي عليزاده ـ خب، باشد. به شرط اينكه مسلمانان را نكشد، ما بايد با آنها مودت كنيم.

آقاي مؤمن ـ نه، اين پيمان، اين شرط را نياورده است.

آقاي شب‌زنده‌دار ـ كجايش اين شرط را دارد؟

آقاي عليزاده ـ ميدانم كه چنين شرطي نيامده است، ولي معناي مودت همين است.

آقاي مؤمن ـ نه، متن پيمان را بخوانيد. اينطوري نيست.

آقاي عليزاده ـ خيلي خب، من نميدانم. اين يك مسئلهي شرعي است كه شما فقها بايد بفرماييد.

آقاي مؤمن ـ همين مورد بحث است ديگر؛ بحث در مورد ايرادي است كه مجمع فقهي به آن اشاره كرده است.

آقاي سوادكوهي ـ ما هم به اين مصوبه ايراد داريم.

آقاي عليزاده ـ بفرماييد.

آقاي سوادكوهي ـ همينطور كه در ابتداي پيمان ذكر شده است، بعضي كشورها يكسِري توافقات داشتهاند. يكي از آن توافقات در باندوگ بوده است، يكي در بانكوك، يكي هم در كوالالامپور بوده است. الآن با توجه به اينكه آن توافقات، ضميمهي اين مصوبه نشده است، الآن نميشود اين مطلب را احراز كرد كه با توجه به سوابق اين امر، اين پيمان چه مواردي را به عنوان تكليف ايجاد ميكند. البته من بعداً پيگيري ميكنم [كه آن توافقات چه بوده است.]

آقاي عليزاده ـ سوابق چه چيزي را ميخواهيد؟

آقاي سوادكوهي ـ ميخواهم بگويم آن مستنداتي كه در اين پيمان به آنها استناد شده است هم بايد به عنوان ضميمه آورده شود.

آقاي مؤمن ـ نه، اينطور نيست. آقاي دكتر [سوادكوهي]، به آن توافقات در اينجا استناد نشده است. مقدمهي پيمان را بخوانيد.

آقاي سوادكوهي ـ نه، استناد نشده است، ولي ميخواهم عرض كنم كه آن توافقات به عنوان اسناد در اينجا ذكر شده است.

آقاي مؤمن ـ نخير.

آقاي سوادكوهي ـ چرا؛ ببينيد؛ اين موافقتنامه متكي بر يك توافقاتي مصوب شده است.

آقاي مؤمن ـ نخير، [اين پيمان، آن توافقات را به عنوان مستند اين توافقنامه] ذكر نميكند؛ چون آن توافقات قبل از اين پيمان ايجاد شده است و اين موافقتنامه با اتكاي بر آنها، در ادامهاش، متن موافقتنامه از «فصل 1- هدف و اصول» به بعد را نوشته شده است.

آقاي سوادكوهي ـ نه، ببينيد؛ اينطور ميگويد كه مطابق روح و اصول منشور ملل متحد و آن توافقات قبلي، اين مواد تصويب ميشود.

آقاي مؤمن ـ اين مطلبي كه شما ميگوييد، قبل از متن اين پيمان ذكر شده است. آن را بخوانيد.

آقاي عليزاده ـ آقاي دكتر، كجا را ميفرماييد؟

آقاي موسوي ـ اين مطلب در مقدمه آمده است.

آقاي سوادكوهي ـ بله، ببينيد؛ اين مطلب در مقدمه آمده است.

آقاي مؤمن ـ چه نوشته است؟

آقاي سوادكوهي ـ علاوه بر اينكه روح و اصول منشور ملل متحد ذكر شده است، اينجا اصول دهگانهي مصوب كنفرانس آسيايي- آفريقايي و همينطور دو اعلاميهي ديگر هم به عنوان سند آمده است.

آقاي مؤمن ـ نخير.

آقاي سوادكوهي ـ چرا ديگر؛ اين اسناد در مقدمه ذكر شده است.

آقاي مؤمن ـ متن موافقتنامه را بخوانيد. اين توافقات به عنوان اسناد اين پيمان نيامده است.

آقاي سوادكوهي ـ «... با تمايل به ارتقاي صلح، دوستي و همكاري متقابل در موضوعاتي كه جنوب شرقي آسيا را تحت تأثير قرار ميدهند، مطابق روح و اصول منشور ملل متحد، اصول دهگانه مصوب كنفرانس آسيايي- آفريقايي در باندونگ مورخ 25 آوريل 1955 (4/‏2/‏1334)، اعلاميه اتحاديه ملل جنوب شرقي آسيا امضاءشده در بانكوك مورخ 8 اوت 1967 (17/‏5/‏1346) و اعلاميه امضاءشده در كوالالامپور مورخ 27 نوامبر 1971 (6/‏9/‏1350) ...»

آقاي يزدي ـ اينها مقدمهي پيمان است.

آقاي مؤمن ـ بله، منظورشان اين است كه چون آن توافقات هست، چون اين مطالب هست، ما بر اين اهداف توافق ميكنيم.

آقاي اسماعيلي ـ بله، منظور اين است كه آن مطالب و توافقات، داعي ما است.

آقاي مؤمن ـ بله، اظهر اين است كه اينها دواعي است، سوابق است.

آقاي عليزاده ـ يعني اينها تعارف است.

آقاي سوادكوهي ـ نه، ميخواهم عرض كنم كه ظاهر اين مقدمه اين است كه به هر صورت اين اسناد با اين پيمان مودت پيوند ميخورد يا در پيوند با آنهاست.

آقاي موسوي ـ اينها را در مقدمهي پيمان آوردهاند، يعني اينكه كشورهاي عضو پيمان، اين مطالب و توافقات را لحاظ كنند ديگر.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ يعني اين پيمان، متخذ از اين توافقات است.

آقاي مؤمن ـ اينطور نيست. مصوبه را بخوانيد.

آقاي سوادكوهي ـ البته من پيگيري كردم؛ گفتند كه طرفهاي اصلي اين پيمان موافقت كردهاند كه ايران به آن ملحق شود. آن كشورها بر اساس ماده (18) ميخواستهاند [به ايران هم اجازهي الحاق بدهند.][4]

آقاي عليزاده ـ «... با تمايل به ارتقاي صلح، دوستي و همكاري متقابل در موضوعاتي كه جنوب شرقي آسيا را تحت تأثير قرار ميدهند، مطابق روح و اصول منشور ملل متحد، اصول دهگانه مصوب كنفرانس آسيايي-آفريقايي در باندونگ مورخ 25 آوريل 1955 (4/‏2/‏1334)، اعلاميه اتحاديه ملل جنوب شرقي آسيا، امضاءشده در بانكوك مورخ 8 اوت 1967 (17/‏5/‏1346) و اعلاميه امضاءشده در كوالالامپور مورخ 27 نوامبر 1971 (6/‏9/‏1350)؛

با اعتقاد به اينكه حل و فصل اختلافات يا مناقشات بين كشورهاي آنها بايد از طريق تشريفات منطقي، مؤثر و به اندازه كافي منعطف و چشمپوشي از نقطهنظرهاي منفي كه ممكن است همكاريها را به مخاطره بيندازد يا مانع آن شود؛ ...» اينها در واقع اهداف پيمان است؛ يعني به عنوان انگيزهشان است.

آقاي اسماعيلي ـ بله، اين مطالب و توافقات، دواعي آن كشورها است.

آقاي عليزاده ـ اينها يك انگيزهاي است براي اينكه كشورها اين پيمان را امضا كنند، نه اينكه بايد اين توافقات را رعايت كنند. اينها صرفاً يك انگيزه و داعي است. بعد، اين موافقتنامه ميگويد كه هدف اين است، هدف و اصول، اينها است. حالا آقايان [اعضاي مجمع مشورتي فقهي] قم فرمودهاند كه اشكال شرعي وجود دارد. اگر آقايان فقها اين اشكال را قبول دارند، خب رأي بدهند.

آقاي مؤمن ـ مجمع فقهي ميگويد كه يكي از اين كشورها، ميانمار است كه نه تنها شيعيان، بلكه مسلمانها را دارد ميكُشد.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، با اين پيمان، ما اين كشور را دعوت ميكنيم كه اين كار را نكند ديگر.

آقاي يزدي ـ معني مودت بين دو تا كشور يعني چه؟ يعني همهي ويژگيهايي كه مردم اين كشور يا مردم آن كشور دارند، دو طرف، آنها را قبول كنند؟ معناي مودت كه اين نيست. مودت بين دو كشور اولاً بين دو تا دولت است، نه دو تا ملت؛ چون منظور اين پيمان، ملتها نيست، بلكه دو تا دولت است. يعني دو تا دولت در داد و ستدها، در رفت و آمدها، در خريد و فروشها، در مسافرتها، در امثال اينها با هم همكاري داشته باشند. حالا فرضاً كشوري كفر محض است، ولي محصولاتش محصولات خوبي است و قابل خريد و فروش است. حالا اگر ما با اين كشور پيمان مودت داشته باشيم، معنايش اين نيست كه كفر آن را هم قبول داشته باشيم. اين كشور كافر است، ولي با او خريد و فروش ميكنيم، قرارداد ميبنديم، به او جنس هم ميفروشيم، از او جنس هم ميخريم و هكذا. اگر معناي مودت اين باشد، خب، اشكال آقايان [اعضاي مجمع مشورتي فقهي] وارد نيست، اما اگر معناي مودت اين باشد كه همهي آداب و رسومي كه مردم آنجا دارند، [ما هم داشته باشيم، اين اشكال صحيح است؛] مثلاً آنجا مشروب خوردن، امري عادي است يا فحشا عادي است. خب آيا معناي پيمان مودت اين است كه ما هم مشروب و فحشا را عادي كنيم؟ نه، چنين چيزي نيست. بنابراين بايد مودت را معنا كرد؛ چون عبارت عنوان اين مصوبه، اين است: «لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب شرق آسيا». يعني ايران در چارچوب مواد اين پيمان با اين كشورها مودت دارد. پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا، معنايش مودت و همكاري دولتها است. همكاري دولتها هم به معناي داد و ستد، خريد و فروش، رفت و آمد و اين نوع چيزها است، نه به معناي آداب و رسوم.

آقاي عليزاده ـ هدف اين پيمان، جلوگيري از جنگ و [ايجاد مودت و همكاري است.]

آقاي يزدي ـ بله، مثل جلوگيري از جنگ؛ بنابراين من از اين جهت، اشكالي وارد نميبينم.

آقاي جنتي ـ اين مودت و همكاري عمدتاً مربوط به روابط سياسي و اقتصادي است.

آقاي مؤمن ـ نه، اينطور نيست حاجآقا. من نميخواهم [اين معنا را] تأييد كنم، ولي اينطور نيست.

آقاي جنتي ـ اعضاي اين پيمان ميخواهند روابط سياسي و اقتصادي داشته باشند، معامله كنند، خريد و فروش كنند.

آقاي يزدي ـ بله.

آقاي مؤمن ـ امور فرهنگي هم در اين پيمان هست.[5] منظور از مودت، همكاري فرهنگي هم است.

آقاي يزدي ـ اگر واقعاً مقصود از اين پيمان، پذيرش آداب و رسوم مردمي باشد، اين موافقتنامه اشكال دارد و حتماً اشكال دارد، ولي معناي مودت، مودت در آداب و رسوم مردمي نيست. مثلاً الآن چند نفر غير مسلمانند، ولي ميخواهند يك هفته براي گردشگري به ايران بيايند. ميخواهند بيايند و اصفهان را ببينند، ميخواهند شيراز را ببينند، ميخواهند قم را ببينند؛ به اينجا ميآيند و قم را ميبينند، مسجد يزد را ميبينند، اينها كه اشكالي ندارد.

آقاي شب‌زنده‌دار ـ به اين چيزها كه مودت نميگويند. اينها همكاري است كه مربوط به فصل (3) است.

آقاي عليزاده ـ اجازه بدهيد ما اين ماده (1) فصل (1) كه در مورد هدف و اصول پيمان است را بخوانيم، بعد ببينيم آقايان از اين ماده چه ميفهمند.

آقاي مؤمن ـ باشد. ماده (2) را هم بخوانيد.

آقاي عليزاده ـ «ماده 1- هدف اين پيمان، ترغيب صلح جاودان، مودت هميشگي و همكاري بين ملتها جهت كمك به قدرت، همبستگي و روابط نزديكتر آنها ميباشد.

ماده 2- طرفهاي عالي متعاهد روابط خود با يكديگر را طبق اصول بنيادين زير تنظيم خواهند نمود:

الف- احترام متقابل به استقلال، حاكميت، برابري، همگرايي سرزميني و هويت ملي تمامي ملل

ب- حق هر كشور براي مديريت امور خود، رها از زورگويي، براندازي يا مداخله خارجي

پ- عدم مداخله در امور داخلي يكديگر

ت- حل و فصل اختلافات يا مناقشات از راههاي صلحآميز

ث- دوري جستن از تهديد يا استفاده از زور

ج- همكاري مؤثر بين خود.»  بعد از ماده (2)، مودت آمده است.

آقاي موسوي ـ ماده (3) را بخوانيد.

آقاي عليزاده ـ «فصل 2- مودت

ماده 3- در راستاي هدف اين پيمان، طرفهاي عالي متعاهد تلاش خواهند كرد روابط دوستانه سنتي، فرهنگي و تاريخي، ...»

آقاي مؤمن ـ اينجا گفته است: «روابط دوستانهي سنتي، فرهنگي».

آقاي عليزاده ـ «... حُسن همجواري و همكاري را كه پيونددهنده آنها به همديگر است، توسعه دهند و تقويت نمايند و با حسن نيت، تعهدات خود به موجب اين پيمان را انجام دهند. طرفهاي عالي متعاهد، براي ترغيب درك صميمانهتر بين خود، ارتباط و تعامل بين مردم خويش را تسهيل و تشويق خواهند نمود.

فصل 3- همكاري

ماده 4- طرفهاي عالي متعاهد، همكاري فعال را در زمينه‌‌هاي اقتصادي، اجتماعي، فني، علمي و اداري و نيز در موضوعهاي مربوط به آرزوها و آرمانهاي مشترك صلح و ثبات بينالمللي در منطقه و تمامي موضوعهاي ديگر مورد علاقه مشترك، ترغيب خواهند كرد.»

آقاي يزدي ـ پس تمامي موضوعهاي ديگر مورد علاقه‌‌[ي مشترك هم مورد نظر اين پيمان است.]

آقاي عليزاده ـ «ماده 5- طرفهاي عالي متعاهد، به موجب ماده (4)، نهايت تلاش خود را در سطح چندجانبه و نيز دوجانبه بر اساس اصل برابري، عدم تبعيض و منافع متقابل به عمل خواهند آورد.»

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، همين ماده (5) اشكال دارد ديگر؛ چون گفته است كه بر اساس اصل برابري عمل شود.

آقاي عليزاده ـ برابري مربوط به آدمها نيست، بلكه برابري مربوط به دولتها است؛ يعني هر احترامي كه او به من ميگذارد، من هم به او بگذارم.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ نه، معناي اصل برابري اين نيست.

آقاي عليزاده ـ چرا؛ چون اين ماده گفته است اصل برابري در روابط دوجانبه و چندجانبه رعايت شود؛ يعني تايلند نميتواند بگويد كه من از او پايينترم و من نميتوانم بگويم كه هند از من پايينتر است. البته برابري از جهت روابط، مورد نظر است.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، اشكالش همين است. حالا اينكه اصل برابري در اينجا مصلحت باشد يا نباشد، آن يك حرف ديگري است.

آقاي عليزاده ـ «ماده 6- طرفهاي عالي متعاهد، براي تسريع در رشد اقتصادي در منطقه به منظور تقويت بنيادي براي جامعه ملتهاي موفق و صلحجو در جنوب شرقي آسيا همكاري خواهند كرد. ...»

آقاي يزدي ـ اصل برابري يعني كشور متعاهد حق دخالت در كار ما را ندارد، ما هم حق دخالت در كارهاي او را نداريم.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ معناي برابري، اين نيست، بلكه از آن بالاتر است.

آقاي عليزاده ـ اين عدم دخالت كه مربوط به صلح و مانند اينهاست ديگر.

آقاي مؤمن ـ همكاري فرهنگي هم مورد نظر است؟

آقاي شب‌زنده‌دار ـ خب، آن روابط فرهنگي و مانند اينها هم بايد مقيد به تحفظ به فرهنگ خودمان بشود.

آقاي عليزاده ـ يعني ميگوييد معناي همكاري فرهنگي اين است كه ما فرهنگ حرام آنها را به ايران بياوريم و اعمال بكنيم؟!

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ نه، اين پيمان كه اين مطلب را نگفته است.

آقاي مؤمن ـ انتقال فرهنگ، جزء عموم همكاري فرهنگي است، ولي خب، [صراحتاً در اين پيمان نيامده است.]

آقاي شب‌زنده‌دار ـ پس آن كشورها ميخواهند چه آوردهاي براي ما بياورند؟

آقاي يزدي ـ بالاخره يك دولت ميتواند با دولتهاي ديگر ارتباط داشته باشد، مگر بر اساس ملاك منافع سياسي، با برخي از دولتها قطع رابطه كند؛ مثل وضعيتي كه الآن ما با آمريكا داريم يا با اسرائيل داريم. خب، با اينها قطع رابطه كردهايم و رفت و آمد نميكنيم، ولي در عين حال خيلي چيزهاي آمريكايي با دو واسطه، سه واسطه در ايران هست. خيلي چيزهاي ما هم با دو واسطه، سه واسطه به آمريكا ميرود. الآن خيلي از ايرانيها در آمريكا هستند و دارند درس ميخوانند. خيلي از بچههاي آنها دارند به كشورهاي ديگر ميروند. اگر الآن منظور از همكاري، روحيات و اخلاق و اين قبيل چيزها است، اين اشكال دارد، ولي اگر منظور از همكاري، توسعهي روابط سياسي است، [نه تنها اشكالي ندارد، بلكه حُسن است؛ چون] دولت هر چه ارتباطاتش بيشتر باشد، مسلّماً قويتر است و در دنيا منزوي نيست. اگر قرار باشد بگوييم ما با اين كشور كاري نداريم، با آن دولت هم كاري نداريم، با آن يكي هم كاري نداريم، اين معنايش اين است كه ما منزوي باشيم و درها را به روي خودمان ببنديم.

آقاي شب‌زنده‌دار ـ آخر در مورد يك جاي خاص داريم بحث ميكنيم. ببينيد؛ مجمع فقهي دارد يك جاي خاص را ميگويد. الآن ميانمار دارد پدر مسلمانها را در ميآورد!

آقاي عليزاده ـ هنوز ميانمار به اين پيمان ملحق نشده است. مجمع فقهي ميگويد كه احتمالاً اين كشور ملحق شود. ولي اصلاً معناي مودت اين نيست كه ما اعتقاد قلبي به آنها و كارهاي آنها پيدا كنيم.

آقاي جنتي ـ من واقعاً هر چه فكر ميكنم نميدانم لوازم اين پيمان چيست و گسترشش در چه حد است. اينها برايم مبهم است؛ لذا نميتوانم رأي بدهم، نه به خلاف شرع بودنش، نه به موافق شرع بودنش.

آقاي عليزاده ـ همانطور كه اول فرموديد، در اين پيمان، تأكيد بر روابط سياسي و اداري و بينالمللي است.

آقاي يزدي ـ بله، اين پيمان مربوط به روابط بين دولتها است.

آقاي عليزاده ـ روابط فرهنگي هم در اين پيمان هست، ولي هر كشور فرهنگ خودش را تصويب ميكند، نه اينكه ما فرهنگ آنها را قبول داشته باشيم.

آقاي مؤمن ـ نه.

آقاي يزدي ـ در عين حال، بالاخره ما بايد از همين ارتباطها استفاده كنيم.

آقاي عليزاده ـ اين روابط فرهنگي به معناي يك چيز اعتقادي و معنوي كه نيست. مثلاً ميبينيد كه وقتي مسئولين ما به ارمنستان ميروند، آنجا ميگويند كه شما دوست ما هستيد و ما با هم دوستيم، اما مگر منظور اين است كه ما به آنها و فرهنگ آنها اعتقاد داريم و آن را ميپذيريم؟! 

آقاي جنتي ـ آقاي دكتر رهپيك، شما [در پژوهشكدهي شوراي نگهبان] چه كار كردهايد؟ توضيحي راجع به موضوع داريد؟ راجع به اين موافقتنامه، تحقيقاتي كردهايد يا نه؟

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ در مجمع مشورتي حقوقي، يك اشكال ديگري مطرح شد كه آقاي دكتر سوادكوهي آن را گفتند؛[6] ولي در مورد اين نكتهاي كه آقايان [اعضاي مجمع مشورتي فقهي] قم گفتهاند، اين مسئله يك وجه سلبي دارد كه از جهت سياسي ممكن است اهميت داشته باشد. اين موافقتنامه هم در ماده (2) و هم در بعضي از مواد ديگر اشاره كرده است كه كشورها در امور يكديگر مداخله نكنند، همديگر را تهديد نكنند و...

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ ماده (10) هم همين است.

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ بله، بعضي از مواد ديگر مثل ماده (10) گفته است كه هيچ كشوري در هيچ اقدامي مشاركت نكند كه مثلاً باعث از بين رفتن ثبات سياسي يا حاكميت طرف مقابل شود.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ اصلاً من عبارت ماده (10) را بخوانم. اين ماده را من خيلي خواندهام.

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ بله، ماده (10) خيلي مهم است.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ «ماده 10- هر طرف عالي متعاهد، به هيچ وجه يا شكلي در هر اقدامي شركت نخواهد كرد كه موجد تهديد ثبات سياسي و اقتصادي، حاكميت يا يكپارچگي سرزميني طرف عالي متعاهد ديگر گردد.» تعبير را ببينيد؛ ميگويد «به هيچ وجه يا شكلي در هر اقدامي...»، فقط همين عبارتش، مشكل دارد؛ چون «به هيچ وجه»، يعني تبليغات عليه آن كشور هم نبايد بكند.

آقاي يزدي ـ نه، يعني دخالت در كارهاي كشور ديگر نكنند.

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ بله، هيچ اقدامي نبايد بكنند، يعني مثلاً نبايد كاري كرد كه احياناً به حاكميت آن كشور ضربه بزند.

آقاي جنتي ـ اين ماده ميگويد كه طرف متعاهد، نه ميتواند [ثبات سياسي كشور ديگر را تهديد كند، نه ثبات اقتصادي آن را. بحث اين ماده،] وصل به امور اقتصادي ما است.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ ماده (10) ميگويد كه هيچ اقدامي كه ثبات سياسي يا اقتصادي طرف مقابل را تهديد كند، نبايد انجام داد.

آقاي يزدي ـ همين ديگر؛ يعني وضعيت حكومت كشورها را به هم نريزيد.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ به نظرم، مجلس فقط بيايد و يك [استثناء در اين امر قائل شود.]

آقاي عليزاده ـ اين يعني عملاً بگوييم كه ممكن است ما در مورد بعضي از كشورها بگوييم كه ثبات سياسيشان را به هم ميزنيم!

آقاي جنتي ـ مگر ما ميخواهيم ثبات سياسي كشورهاي ديگر را به هم بزنيم؟

آقاي يزدي ـ نه، ما كه نميخواهيم اين كار را انجام دهيم.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، من ميگويم به اين نكته توجه شود.  شما حالا توجه كنيد كه منظور ماده (10) چيست، بعد بگوييد كه عيبي ندارد.

آقاي موسوي ـ يعني ميفرماييد اين ماده ميگويد كه مثلاً در خصوص ميانمار، ما نبايد هيچ گونه اعتراضي به اين اقداماتش بكنيم؟ نبايد بگوييم كه محكوم ميكنيم؟ يك چنين چيزي نگوييم؟

آقاي عليزاده ـ اين پيمان اصلاً جلوي اين اعتراضها را نميگيرد. چه اعتراضي داريد؟ ما تهديد سياسي نميكنيم، اما اعتراض ميكنيم؛ به آنها ميگوييم اين كارِ شما غلط است.

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ مثلاً دولت بگويد كه چون داريد مسلمانان را ميكُشيد، ما شما را تحريم ميكنيم.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ مثلاً به شما نفت نميدهيم.

آقاي عليزاده ـ حداكثر اين است كه از اين پيمان خارج ميشويم. آقاي دكتر [رهپيك]، اين كار اشكالي دارد؟ نميتوانيم از اين پيمان خارج شويم؟

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ ببينيد؛ حالا خارج شدن يك حرف ديگري است. ما الآن داريم در مورد الحاق به اين پيمان بحث ميكنيم.

آقاي عليزاده ـ ميدانم؛ ببينيد؛ من ميگويم هر وقت ما به يكي از اين كشورها بگوييم كه تو را به خاطر فلان عمل ناپسندت تحريم ميكنيم، حداكثر اين است كه از اين پيمان خارج ميشويم. در اين كه حرفي نيست. خب، آنوقت با ما چه كار ميخواهند بكنند؟!

آقاي ره‌پيك (رئيس پژوهشكده شوراي نگهبان) ـ نه، الآن ميگوييد كه الحاق به اين پيمان، با مباني جمهوري اسلامي ايران مثل حمايت از مستضعفان و مسلمانان، تعارض دارد يا نه؟

آقاي عليزاده ـ ببينيد؛ شما ميگوييد كه ممكن است ما در آينده بخواهيم يك عمل متقابلي انجام دهيم. خب آن كاري كه در آينده ممكن است انجام دهيم كه الآن قابل پيشبيني نيست. پس بگوييم كه ما عضو اين پيمان ميشويم، اما اگر بعداً خواستيم [فلان كشور را به خاطر اعمالش] تهديد بكنيم، اشكالي ندارد.

آقاي موسوي ـ به هر حال، اين مطلبي است كه به يك نوعي، تهديد را ممنوع ميكند.

آقاي عليزاده ـ من هم موافقم كه شما فقها بگوييد كه اينپيمان، خلاف شرع است.

آقاي يزدي ـ بنده معتقدم همينطوري كه توضيح داده شد، اين ارتباطها، ارتباط دولتها با هم است؛ ارتباط در مسائل سياسي است. در ظاهر بايد گفت كه ما به هيچ وجه نميخواهيم اين ارتباط سياسي را به هم بزنيم، بلكه ميخواهيم با هم ارتباط داشته باشيم، داد و ستد داشته باشيم، زندگي متعارف داشته باشيم. ما در دنيا و در تريبونها با همهي دولتها ارتباط داريم. ما با همهي كشورها ارتباط داريم، با همهي كشورها ارتباط را برقرار ميكنيم، اما فقط دو تا كشور استثنا شده است. با آمريكا هر وقت كه آدم شد ارتباط برقرار ميكنيم، اسرائيل را هم اصلاً قبول نداريم. اين اعلانِ رسمي ما است. پس روابط سياسي و مذهبي و دولتي، يك مسئلهاي است كه از تريبونها اعلام ميشود و اعلام ميكنيم كه ما با همهي كشورها ارتباط داريم، با همهي كشورها دوست هم هستيم. اينكه دوست هستيم يعني چه؟ يعني نميخواهيم وضع آن كشور را به هم بزنيم، نميخواهيم حكومتشان را به هم بزنيم. الآن مثلاً حجاج به عربستان رفتهاند. آيا ما صد درصد (100%‏‏) عربستان را قبول داريم؟ نه، ولي در ظاهر با هم روابط سياسي هم داريم. بر اين اساس، حجاج ما كه به آنجا رفتهاند، عربستان مجبور است [كه بر اساس توافقهاي سياسي رفتار كند.] الآن مثلاً عربستان دارد با شيعهها ميجنگد، ولي در عين حال به ما قول داده است كه با حاجيهاي ما درست رفتار كند. اصلاً اين ارتباطها در جاهايي به نفع ما است. بنابراين معني ارتباط با دولتها اين نيست كه دولتِ مقابل فرهنگش را به اينجا بياورد و ما هم فرهنگمان را به آنجا ببريم، ولي ما از نظر مذهبي اعتقاد داريم كه هر جا بتوانيم اسلام را گسترش بدهيم، اين كار را ميكنيم؛ همانطور كه امام خميني(ره) فرمودند كه ما انقلابمان را صادر ميكنيم. آنجا كه امام(ره) گفتند كه انقلاب را صادر ميكنيم، معنايش اين نيست كه با زور اسلحه صادر ميكنيم، بلكه معنايش اين است كه حرفهايمان را طوري ميزنيم كه فطرتها بتوانند به آن توجه كنند. همين الآن خيلي جاها كه حرفهاي امام(ره) يا خود امام(ره) را اصلاً نميشناختند و نميدانستند كه انقلاب يعني چه و اسلام يعني چه، الآن با نام امام(ره) و اسم امام(ره) و انقلاب امام(ره) آشنا شدهاند. بنابراين به نظر من اين اشكال وارد نيست.

آقاي مؤمن ـ اجازه بفرماييد من يك جملهاي بگويم؛ اينطوري كه حاجآقاي يزدي ميفرمايند، درست است، اما با متن اين موافقتنامه ناسازگار است. من ماده (8) را ميخوانم: «ماده 8- طرفهاي عالي متعاهد، نهايت تلاش خود را براي نيل به نزديكترين همكاري در گستردهترين مقياس به عمل خواهند آورد و همديگر را در قالب تسهيلات آموزشي و تحقيقاتي در زمينههاي اجتماعي، فرهنگي، فني، علمي و اداري، ياري خواهند نمود.» ببينيد؛ همكاري فرهنگي هم داخل اين ماده هست؛ چون گفته است كه طرفهاي متعاهد همديگر را در زمينهي فرهنگي ياري خواهند نمود. معناي اين ياري كردن، اين است كه ما تعهد بدهيم كه در جهت فرهنگي، طرفهاي عالي متعاهد را ياري كنيم. آنوقت آيا معناي اين ماده اين است كه فقط ارتباط اقتصادي داشته باشيم؟ خب، اين ماده يك چيز ديگري اضافه بر ارتباط اقتصادي گفته است. متأسفانه اين همكاري فرهنگي هم در اين توافقنامه آمده است.

آقاي يزدي ـ منظور از همكاري مؤثر در داد و ستد و سياستهاي بينالمللي، رأي دادن است؛ مثلاً يك مسئلهاي در سازمان ملل هست كه مثلاً ما از آنها ميخواهيم به نفع ما رأي بدهند.

آقاي عليزاده ـ من عبارت آقايان اعضاي مجمع مشورتي فقهي قم را يك كمي اصلاح كردم. اگر اجازه بفرماييد، آن را به رأي ميگذاريم. من اينطور نوشتهام: «با توجه به وجود بعضي كشورها كه در آنها فساد اخلاقي ميباشد، در اين پيمان و با توجه به منوط بودن الحاق دولت جمهوري اسلامي به اين پيمان، به موافقت كشورهاي جنوب شرقي آسيا كه در بين آنها كشورهايي وجود دارند كه با مسلمين عناد داشته و الحاق آنان نيز محتمل است، برقراري روابط دوستانه با اينها واجد اشكال است.» اگر آقايان فقها اين عبارت را به عنوان نظر شورا قبول دارند و ميخواهند رأي بدهند، بفرمايند. آقاي مؤمن، شما رأي نميدهيد؟

آقاي مؤمن ـ چرا؛ من رأي ميدهم.

آقاي عليزاده ـ حاجآقاي مدرسي، جنابعالي هم رأي ميدهيد؟

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ بله، بنويسيد اطلاق آن ايراد دارد، ولو اينكه اين اطلاق، بالقوه است.

آقاي مؤمن ـ نه، اطلاق ندارد؛ چون اين توافقنامه صراحت دارد و ميانمار را صريحاً در موافقتنامه ذكر كرده است.

آقاي عليزاده ـ نه، منظور اين است كه اطلاق اين پيمان با توجه به اين نكته ايراد دارد.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ اطلاق همكاري ايراد دارد.

آقاي عليزاده ـ آقاياني كه رأي ميدهند، بفرمايند. حاجآقاي مؤمن، جنابعالي كه به اين ايراد رأي ميدهيد؟

آقاي مؤمن ـ بله، من رأي ميدهم.

آقاي سوادكوهي ـ جناب آقاي عليزاده، اجازه بدهيد من يك نكته را عرض كنم؛ اولاً مطلبي كه اين ماده (18) ميگويد، اين است كه اين كشورها از جمله ميانمار امضا كردهاند كه ايران به اين پيمان ملحق شود.

آقاي مؤمن ـ نه، ميانمار اصلاً اين پيمان را امضا نكرده است.

آقاي سوادكوهي ـ منظور اين ماده اين است كه الحاق كشورهاي ديگر به اين پيمان، مشروط به اين است كه تمامي كشورهاي جنوب شرقي آسيا اين الحاق را اجازه دهند، امضا كنند و تأييد كنند؛ ظاهر اين ماده اين است. مطلب دوم هم در مورد ميانمار است كه گفته شد با اسلام عناد دارد. البته من اطلاعات مختصري در اين موضوع دارم، ليكن بعضي ميگويند ظاهراً كشتار مسلمانها توسط ميانمار به اعتبارِ دشمني با اسلام نيست؛ چون وقتي به دولت ميانمار ميگويند چرا شما با مسلمانها اين كار را ميكنيد، آنها ميگويند كه چون اين افراد، غير قانوني به كشور ما آمدهاند. البته حالا من اين مطلب را فقط از اخبار واصله شنيدهام و در آن دقت نكردهام. خب دولت ميانمار ممكن است اين مطلب را مطرح كند كه ما با مسلمين عنادي نداريم، بلكه مشكلي كه ما نسبت به اين اشخاص داريم، اين است كه اينها غير قانوني به كشور ما وارد شدهاند. دولتشان مكرر هم اين را ادعا كرده است كه ما با اين اشخاص به اعتبار ورود غير قانونيشان اين رفتار را داريم. البته حالا مسئلهاي كه من از لحاظ قانون اساسي ميخواهم عرض كنم، اين مطلب است كه اصل (152) قانون اساسي روابط صلحآميز متقابل با دول غير محارب را كاملاً مجاز دانسته است. خب دولت ميانمار هم كه با ما در جنگ نيست؛ اما آنچه كه مربوط به بند (16) اصل (3) ميشود اين است كه تنظيم سياست خارجي كشور بايد بر اساس معيارهاي اسلام باشد. بند (16) ميگويد: «16- تنظيم سياست خارجي كشور بر اساس معيارهاي اسلام، تعهد برادرانه نسبت به همه مسلمانان و حمايت بيدريغ از مستضعفان جهان بنابراين، فكر ميكنم در ارتباط با اين امر، دادن يك تذكر در اين مصوبه جا دارد؛ يعني ما در قالب يك تذكر، به يك نحوي به اين موضوع اشاره كنيم؛ مثلاً بگوييم ايران از مستضعفيني كه در كشور ميانمار هستند و دولت اين كشور در حال ظلم نسبت به آنهاست، حمايت ميكند. از اين جهت به تعهد خودمان هم عمل كردهايم.

آقاي عليزاده ـ ببينيد؛ حالا اشكال اين مصوبه، اشكال شرعي است.

آقاي جنتي ـ حالا اگر معناي مواد اين موافقتنامه، اين باشد كه اينها مسلمانان را يكي يكي بكُشند و به زمينهايشان تجاوز كنند [و در عين حال، ما با اينها پيمان مودت ببنديم]، خلاف قانون اساسي است.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ آيا الآن كشورهاي اسلامي، مثلاً پاكستان هم جزء اين مجموعه شده است؟

آقاي عليزاده ـ اندونزي عضو اين پيمان است، مالزي هم عضو است.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ نه، اين كشورها كه خودشان جزء كشورهاي جنوب شرقي آسيا هستند.

آقاي عليزاده ـ خب، اين كشورها هم اسلامي هستند ديگر.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ الآن چه كساني عضو اين پيمان هستند؟

آقاي عليزاده ـ چهار تا كشورند.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ نه، الآن نوشته است كه چهار تا كشور عضو هستند.

آقاي جنتي ـ ولي بعداً كشورهاي ديگر ملحق ميشوند.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ حالا اين موافقتنامه براي خود كشورهاي جنوب شرقي آسيا است. الآن آن چهار كشوري كه عضو هستند، كدامها هستند؟

آقاي سوادكوهي ـ كشورهاي اصلي را ميفرماييد؟

آقاي عليزاده ـ «ماده 18- اين پيمان توسط جمهوري اندونزي، مالزي، جمهوري فيليپين، جمهوري سنگاپور و پادشاهي تايلند امضاء و طبق تشريفات قانون اساسي هر كشور امضاءكننده تصويب خواهد شد. ....» الآن از اين پنج تا كشوري كه اين توافقنامه را امضا كردهاند، دو تاي آنها مسلمان هستند.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ حالا اندونزي و مالزي مسلمانند، دو تا از آنها هم نيمهمسلمان هستند و تايلند هم به هر حال مسلمان دارد.

آقاي عليزاده ـ بله، خيلي خب، حالا به هر حال، اينطوري است. حضرات آقاياني كه اين عبارت مجمع فقهي، كه من يك كمي آن را تعديل كردم، قبول دارند اعلام بفرمايند.

آقاي جنتي ـ دوباره عبارتتان را بخوانيد.

آقاي عليزاده ـ همانطور كه حضرت آيتالله مدرسي هم فرمودند، نظر شورا را به اين صورت بنويسيم؛ بگوييم: «اطلاق اين مصوبه با توجه به وجود بعضي كشورها كه در آنها فساد اخلاقي ميباشد و با توجه به منوط بودن الحاق دولت جمهوري اسلامي به اين پيمان به موافقت كشورهاي جنوب شرقي آسيا كه در بين آنها كشورهايي وجود دارد كه عملاً مسلمين را تحت فشار قرار دادهاند، محل ايراد است.»

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ «و همكاري با آنها خلاف شرع است.»

آقاي عليزاده ـ بله، همين عبارت كافي است.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، مودّت كه عيبي ندارد. «اطلاق همكاري و روابط نزديك ...»

آقاي عليزاده ـ خود كلمهي «الحاق»، آن همكاري و روابط را ميرساند ديگر. «... الحاق به اين پيمان وجهي نداشته و محل ايراد ميباشد.» اگر كسي خلاف اين نظر را دارد بگويد. اگر قبول داريد، رأي بدهيد.

آقاي مؤمن ـ بله، من موافق هستم.

آقاي عليزاده ـ خب، مثل اينكه اين ايراد، چهار تا رأي دارد.

آقاي جنتي ـ نه، چهار تا رأي ندارد.

آقاي هاشمي ‌شاهرودي ـ چهار تا رأي دارد ديگر.

آقاي يزدي ـ نه، ندارد.

آقاي عليزاده ـ نه، چهار رأي ندارد. حاجآقاي مدرسي، جنابعالي رأي نميدهيد؟

آقاي جنتي ـ اگر حاجآقاي مدرسي رأي بدهد، چهار تا رأي ميشود.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ اجازه بدهيد من بيشتر فكر كنم. واقعش اين است كه هنوز مردد هستم.

آقاي عليزاده ـ اين همه بحث كرديم.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ خب، به هر حال بحث كرديم كه بفهميم؛ بحث نكرديم كه حتماً رأي بدهيم.

آقاي مؤمن ـ اشكالي ندارد. بالاخره آقاي مدرسي هنوز به نتيجه نرسيدهاند.

آقاي مدرسي‌ يزدي ـ بله، من بعداً رأي ميدهم.

آقاي عليزاده ـ خب، پس الآن اين نظر، سه تا رأي دارد. اگر رأيي به اين ايراد ضميمه شد، بعداً آن را مينويسيم. عبارتش را هم درست ميكنيم و متنش را به آقايان فقها ميدهيم. اگر رأي آورد، آن را مينويسيم. دستور بعدي را بفرماييد.[7]


=================================================================================================================


[1]. لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا در تاريخ 21/‏9/‏1395 به تصويب هيئت وزيران رسيد. اين لايحه، پس از ارسال به مجلس شوراي اسلامي، نهايتاً در تاريخ 18/‏5/‏1396 به تصويب نمايندگان رسيد. اين مصوبه، مطابق با روند قانوني پيشبيني شده در اصل (94) قانون اساسي، طي نامهي شماره 41568/‏233 مورخ 22/‏5/‏1396 به شوراي نگهبان ارسال شد. شوراي نگهبان اين مصوبه را در مرحله‌‌ي اول رسيدگي در جلسات مورخ 1/‏6/‏1396 و 8/‏6/‏1396 و در مرحلهي دوم در جلسهي مورخ 17/‏8/‏1396 بررسي كرد و نظر خود مبني بر مغايرت برخي از مواد اين مصوبه با موازين شرع را طي نامههاي شماره 2397/‏102/‏96 مورخ 8/‏6/‏1396 و 3200/‏102/‏96 مورخ 20/‏8/‏1396 به مجلس شوراي اسلامي اعلام كرد. در نهايت، با اصرار مجلس شوراي اسلامي بر مصوبهي خود، اين مصوبه بر اساس اصل (112) قانون اساسي به مجمع تشخيص مصلحت نظام ارسال شد. بررسي اين مصوبه در تاريخ 16/‏4/‏1397 در دستور بررسي مجمع تشخيص مصلحت نظام قرار گرفت و نظر مجلس شوراي اسلامي عيناً مورد تأييد قرار گرفت.


[2]. ماده (3) لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا مصوب 18/‏5/‏1396 مجلس شوراي اسلامي: «ماده 3- در راستاي هدف اين پيمان، طرفهاي عالي متعاهد تلاش خواهند كرد روابط دوستانه سنتي، فرهنگي و تاريخي، حُسن همجواري و همكاري را كه پيونددهنده آنها به همديگر است، توسعه دهند و تقويت نمايند و با حُسن نيت، تعهدات خود به موجب اين پيمان را انجام دهند. طرفهاي عالي متعاهد، براي ترغيب درك صميمانهتر بين خود، ارتباط و تعامل بين مردم خويش را تسهيل و تشويق خواهند نمود.»


[3]. نظر كارشناسي مجمع مشورتي فقهي شوراي نگهبان، شماره 146/‏ف/‏96 مورخ 30/‏5/‏1396.


[4]. ماده (18) لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا مصوب 18/‏5/‏1396 مجلس شوراي اسلامي: «ماده 18- اين پيمان توسط جمهوري اندونزي، مالزي، جمهوري فيليپين، جمهوري سنگاپور و پادشاهي تايلند امضاء و طبق تشريفات قانون اساسي هر كشور امضاءكننده تصويب خواهد شد.

اين پيمان براي الحاق ساير كشورها در جنوب شرقي آسيا باز خواهد بود.

اين پيمان براي الحاق كشورهاي خارج از جنوب شرقي آسيا و سازمانهاي منطقهاي كه اعضاي آنها صرفاً كشورهاي حاكم هستند، منوط به رضايت تمامي كشورها در جنوب شرقي آسيا يعني برونئي دارالسلام، پادشاهي كامبوج، جمهوري اندونزي، جمهوري دموكراتيك خلق لائو، مالزي، اتحاديه ميانمار، جمهوري فيليپين، جمهوري سنگاپور، پادشاهي تايلند و جمهوري سوسياليستي ويتنام باز خواهد بود.»


[5]. ماده (8) لايحه الحاق دولت جمهوري اسلامي ايران به پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا مصوب 18/‏5/‏1396 مجلس شوراي اسلامي: «ماده 8- طرفهاي عالي متعاهد، نهايت تلاش خود را براي نيل به نزديكترين همكاري در گستردهترين مقياس به عمل خواهند آورد و همديگر را در قالب تسهيلات آموزشي و تحقيقاتي در زمينههاي اجتماعي، فرهنگي، فني، علمي و اداري، ياري خواهند نمود.»


[6]. «3) ابهام: با توجه به ديباچه متن پيمان مودت و همكاري در جنوب شرقي آسيا، دولت جمهوري اسلامي ايران اعلام كرده است كه به منظور ارتقاي صلح، دوستي و همكاري متقابل در موضوعاتي كه جنوب شرقي آسيا را تحت تأثير قرار ميدهند، «مطابق روح و اصول منشور ملل متحد، اصول دهگانه مصوب كنفرانس آسيايي- آفريقايي در باندونگ مورخ 25 آوريل 1955 (4/‏2/‏1334)، اعلاميه اتحاديه ملل جنوب شرقي آسيا امضاشده در بانكوك مورخ 8 اوت 1967 (17/‏5/‏1346) و اعلاميه امضاءشده در كوالالامپور مورخ 27 نوامبر 1971 (6/‏9/‏1350)» با انعقاد اين پيمان موافقت كرده است. در اين خصوص اين ابهام وجود دارد كه در صورتي كه متن مذكور به منزلهي تعهد دولت جمهوري اسلامي ايران به رعايت اسناد و اعلاميههاي مورد اشاره باشد، تصويب آنها توسط مجلس شوراي اسلامي ضروري است و در غير اين صورت اين تعهد دولت مغاير با اصول (77) و (125) قانون اساسي است.» نظر كارشناسي مجمع مشورتي حقوقي (پژوهشكده شوراي نگهبان)، شماره 9605054 مورخ 30/‏5/‏1396، ص 5، قابل مشاهده در نشاني زير: yon.ir/QGQUy


[7]. بررسي اين مصوبه، در جلسهي مورخ 8/‏6/‏1396 شوراي نگهبان ادامه يافته است.

-
صفحه اصلي سايت راهنماي سامانه ارتباط با ما درباره ما
كليه حقوق اين سامانه متعلق به پژوهشكده شوراي نگهبان مي باشد ( مرداد ماه 1399 نسخه 1-2-1 )
-