فايل ضميمه :
<img src="/Content/Images/Icons/word.png" />
        اساسنامه شركت توليد نيروي برق رامين

شماره۱۴۱۶۱۶/ت۵۰۳۹۳هـ                                       ۲۵/ ۱۱ /۱۳۹۳

اساسنامه شركت توليد نيروي برق رامين 

وزارت امور اقتصادي و دارايي 
وزارت نيرو
هيأت وزيران در جلسات ۲۸/ ۱۲ /۱۳۹۲ و ۲۷ /۷ /۱۳۹۳ به پيشنهاد مشترك شماره ۱۰۰ /۲۰ /۵۲۳۸۵/ ۹۲ مورخ ۲۱/ ۱۲ /۱۳۹۲ وزارتخانه هاي نيرو و امور اقتصادي و دارايي و به استناد بند (۵) ماده (۱۸) قانون اجراي سياست هاي كلي اصل (۴۴) قانون اساسي ـ مصوب ۱۳۸۶ـ ، اساسنامه شركت توليد نيروي برق رامين را به شرح زير تصويب كرد:

اساسنامه شركت توليد نيروي برق رامين

بخش اول ـ كليات 
ماده ۱ـ نام شركت، شركت توليد نيروي برق رامين (سهامي عام) مي باشد كه در اين اساسنامه به طور اختصار شركت ناميده مي شود.
ماده ۲ـ شركت با رعايت مفاد اساسنامه و قوانين مربوط مجاز به اقدامات زير مي باشد:
۱ـ توليد و فروش برق (انرژي و ظرفيت) و پيش فروش انرژي برق در چارچوب ضوابط و مقررات ابلاغي وزارت نيرو (از جمله مقررات بازار برق) به اشخاص حقيقي و حقوقي.
۲ـ انجام اقدامات لازم به منظور ارتقاي بهره وري، بهينه سازي و توسعه ظرفيت نيروگاه (هاي) تحت مالكيت.
۳ـ برونسپاري عمليات اجرايي رقابت پذير (اعم از بهره برداري، تعمير و نگهداري، توسعه و بهينه سازي تأسيسات).
۴ـ تأمين منابع مالي لازم، اخذ تسهيلات مالي و اعتباري و عرضه اوراق مشاركت با رعايت موازين قانوني.
۵ـ سرمايه گذاري و مشاركت در احداث و خريد نيروگاه با اخذ مجوز از مراجع قانوني.
۶ـ تهيه و تأمين ابزار، ماشين آلات و تجهيزات و مواد مصرفي مورد نياز در زمينه فعاليت شركت.
۷ـ همكاري و مشـاركت با سايـر شركت ها و مؤسسـات در جهت تحقق موضوع فعاليت شركت.
۸ـ مبادرت به ساير فعاليت هايي كه مستقيم با موضوع فعاليت شركت (توليد نيروي برق) مرتبط باشد.
تبصره ۱ـ شركت در فعاليت هاي مربوط به توليد و فروش انرژي برق ملزم به رعايت قوانين و نيز مقررات مصوب وزارت نيرو و همچنين مقررات ناظر بر بازار برق مي باشد و موظف است تمامي ظرفيت آماده توليد برق خود را عرضه نمايد و تعميرات دوره اي واحدهاي نيروگاهي را با اخذ مجوز از مديريت شبكه به انجام رساند.
تبصره ۲ـ مادام كه شركت با رعايت قوانين، دولتي است مجاز به ايجاد شركت، مؤسسات تجاري و غيرتجاري و نيز سرمايه گذاري و مشاركت در ساير شركت ها و اداره اشخاص حقوقي ديگر و پذيرش نمايندگي آنها و قبول سهام ساير شركت ها و مؤسسات به صورت هبه، صلح معوض و غيرمعوض و يا عقود ديگر نمي باشد.
ماده ۳ـ مدت فعاليت شركت نامحدود مي باشد.
ماده ۴ـ تابعيت و مركز اصلي شركت به شرح زير مي باشد:
۱ـ تابعيت شركت ايراني است. مركز اصلي شركت اهواز، كيلومتر (۲۵) جاده مسجد سليمان است.
۲ـ انتقال مركز اصلي شركت به هر نقطه ديگر در داخل كشور منوط به تصويب مجمع عمومي فوق العاده مي باشد. تعيين و تغيير نشاني مركز اصلي شركت بنا به تصويب هيأت مديره صورت خواهد گرفت.
۳ـ هيأت مديره شركت مي تواند در هر موقع در داخل يا خارج كشور شعب يا نمايندگي با تصويب مجمع عمومي فوق العاده و با رعايت قوانين و مقررات مربوط داير يا منحل نمايد.
تبصره ـ مفاد موضوع بند (۳) مادام كه شركت با رعايت قوانين، دولتي است قابل اجرا نمي باشد.

بخش دوم ـ سرمايه و سهام
ماده ۵ـ سرمايه شركت مبلغ دو هزار و هشتصد ميليارد (۲.۸۰۰.۰۰۰.۰۰۰.۰۰۰) ريال است كه به دو ميليارد و هشتصد ميليون (۲.۸۰۰.۰۰۰.۰۰۰) سهم عادي هزار ريالي با نام تقسيم مي شود كه از محل واگذاري بخشي از دارايي هاي متعلق به شركت مادر تخصصي توليد نيروي برق حرارتي در نيروگاه رامين به قيمت دفتري تأمين شده است. 
ماده ۶ـ كليه سهام شركت با نام است. اوراق سهام شركت يكسان، چاپي و داراي شماره ترتيب بوده و بايد به امضاي دو نفر كه از طرف هيأت مديره تعيين مي شوند، برسد و به مهر شركت تأييد شوند. در برگ سهام نكات زير بايد ذكر شود:
۱ـ نام شركت و شماره ثبت آن.
۲ـ مبلغ سرمايه ثبت شده و كل مبلغ پرداخت شده آن.
۳ـ تعيين نوع سهم.
۴ـ مبلغ اسمي سهم و مقدار پرداخت شده آن به حروف و به اعداد.
۵ـ تعداد سهامي كه هر ورقه نماينده آن است.
۶ـ نام دارنده سهم.
ماده ۷ـ تا زماني كه اوراق سهام صادر نشده است، شركت بايستي به صاحبان سهام گواهي نامه موقت سهم بدهد. اين گواهي نامه معرف تعداد و نوع سهام و مبلغ پرداخت شده خواهد بود.
ماده ۸ـ انتقال سهام بايد در دفتر ثبت سهام شركت به ثبت برسد و انتقال دهنده يا نماينده قانوني او ثبت انتقال را در دفتر مزبور امضا نمايد. هويت كامل و نشاني انتقال گيرنده نيز از نظر اجراي تعهدات ناشي از نقل و انتقال سهم در دفتر ثبت سهام قيد و به امضاي انتقال گيرنده يا وكيل يا نماينده او خواهد رسيد. تملك هريك از سهام شركت متضمن قبول مقررات اين اساسنامه و تصميمات مجامع عمومي سهامداران است.
ماده ۹ـ سهام شركت غيرقابل تقسيم است. مالكين مشاع سهام بايد در برابر شركت به يك نفر نمايندگي بدهند.
ماده ۱۰ـ مسئوليت صاحبان سهام محدود به مبلغ اسمي سهام آنها است.

بخش سوم ـ تغييرات سرمايه شركت
ماده ۱۱ـ سرمايه شركت را مي توان از طريق صدور سهام جديد و يا از طريق بالابردن مبلغ اسمي سهام موجود با تصويب مجمع عمومي فوق العاده و مقررات مربوط افزايش داد. تأديه مبلغ اسمي سهام جديد به يكي از طرق زير امكان پذير است:
۱ـ پرداخت نقدي مبلغ اسمي سهام.
۲ـ تبديل مطالبات نقدي حال شده اشخاص از شركت به سهام جديد.
۳ـ انتقال سود تقسيم نشده يا اندوخته يا عوايد حاصل از اضافه ارزش سهام جديد به سرمايه شركت.
۴ـ تبديل اوراق مشاركت به سهام.
تبصره ـ انتقال اندوخته قانوني به سرمايه ممنوع است.
ماده ۱۲ـ مجمع عمومي فوق العاده مي تواند به هيأت مديره اجازه دهد كه ظرف مدت معيني كه نبايد از پنج سال تجاوز كند سرمايه شركت را تا مبلغ معيني به يكي از طرق مذكور در ماده (۱۱) افزايش دهد.
ماده ۱۳ـ در صورت تصويب افزايش سرمايه، صاحبان سهام شركت در خريد سهام جديد به نسبت سهامي كه دارند حق تقدم خواهند داشت. اين حق قابل نقل و انتقال است. مهلتي كه طي آن سهامداران مي توانند حق تقدم مذكور را اعمال كنند، به پيشنهاد هيأت مديره و تصويب مجمع عمومي فوق العاده تعيين خواهد شد و در هر حال كمتر از شصت روز نخواهد بود. اين مهلت از روزي كه براي پذيره نويسي تعيين مي شود، شروع مي شود. پس از تصويب افزايش سرمايه در مجمع عمومي فوق العاده، نحوه استفاده از حق تقدم بايد از طريق نشر آگهي در روزنامه كثيرالانتشار كه آگهي هاي مربوط به شركت در آن نشر مي شود به اطلاع صاحبان سهام برسد. گواهينامه حق تقدم در خريد بايد توسط پست سفارشي به آخرين آدرس اعلام شده صاحبان سهام با نام شركت ارسال شود.
ماده ۱۴ـ مجمع عمومي فوق العاده كه مجوز افزايش سرمايه را از طريق فروش سهام جديد تصويب مي كند و يا اجازه افزايش آن را به هيأت مديره مي دهد، مي تواند حق تقدم صاحبان سهام را نسبت به پذيره نويسي تمام يا قسمتي از سهام جديد از آنان سلب كند، بشرط آنكه اين تصميم پس از قرائت گزارش هيأت مديره و گزارش بازرس يا بازرسان شركت اتخاذ شود. در غير اين صورت باطل خواهد بود.
ماده ۱۵ـ علاوه بر كاهش اجباري سرمايه به علت از بين رفتن قسمتي از سرمايه شركت، مجمع عمومي فوق العاده شركت مي تواند به پيشنهاد هيأت مديره در مورد كاهش سرمايه شركت به طور اختياري نيز اتخاذ تصميم كند مشروط بر آنكه بر اثر كاهش سرمايه به تساوي حقوق صاحبان سهام لطمه اي وارد نشود.
تبصره ـ كاهش اجباري سرمايه از طريق كاهش تعداد يا مبلغ اسمي سهام صورت مي گيرد و كاهش اختياري سرمايه از طريق كاهش بهاي اسمي سهام به نسبت مساوي و رد مبلغ كاهش يافته هر سهم به صاحب آن انجام مي گيرد.
ماده ۱۶ـ مجمع عمومي فوق العاده با توجه به پيشنهاد و گزارش هيأت مديره مي تواند مقرر دارد كه براي افزايش سرمايه، سهام جديدي با اضافه ارزش، يعني به مبلغي بيش از ارزش اسمي آنها به فروش برسد. عوايد حاصل از اضافه ارزش سهام را مي توان به حساب اندوخته منتقل ساخت يا بين صاحبان سهام سابق تقسيم نمود يا در ازاي آن سهام جديد به صاحبان سهام سابق داد.
ماده ۱۷ـ شركت مي تواند با تصويب مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام و رعايت قوانين مربوط به انتشار اوراق مشاركت مبادرت نمايد. تصميم راجع به فروش اوراق مشاركت و شرايط صدور و انتشار آن بايد همراه با طرح اطلاعيه انتشار اوراق مشاركت كتباً به مرجع ثبت شركت ها اعلام شود. مرجع مذكور مفاد تصميم را ثبت و خلاصه آن را همراه با طرح اطلاعيه انتشار اوراق مشاركت به هزينه شركت در روزنامه رسمي آگهي خواهد نمود.
تبصره ۱ـ قبل از انجام تشريفات مندرج در اين ماده هرگونه آگهي براي فروش اوراق مشاركت ممنوع است.
تبصره ۲ـ در هر بار انتشار مبلغ اسمي اوراق مشاركت و نيز قطعات اوراق مشاركت بايد مساوي باشد.
تبصره ۳ـ در اطلاعيه انتشـار اوراق مشاركت، رعايـت قوانيـن و مقـررات جاري ضروري است.
ماده ۱۸ـ تا زماني كه نام شركت در فهرست نرخهاي بورس و اوراق بهادار مندرج است شركت موظف به رعايت و اجراي ضوابط و مقررات سازمان بورس و اوراق بهادار مي باشد.

بخش چهارم ـ مجامع عمومي
ماده ۱۹ـ مجمع عمومي عادي بايد سالي يك بار در موقعي كه در اين اساسنامه پيش بيني شده است براي استماع گزارش مديران، بازرس و يا بازرسان و بررسي و تصويب ترازنامه و حساب سود و زيان سال مالي قبل و صورت دارايي و مطالبات و ديون تشكيل شود. هرگونه تغيير در مواد اساسنامه يا ميزان سرمايه شركت يا انتشار اوراق مشاركت و يا انحلال شركت منحصراً در صلاحيت مجمع عمومي فوق العاده است.
مجامع عمومي عادي سالانه و مجامع فوق العاده را هيأت مديره دعوت مي نمايد. هيأت مديره و يا بازرس شركت مي توانند در مواقع مقتضي مجمع عمومي عادي را به طور فوق العاده دعوت نمايند. علاوه بر اين سهامداراني هم كه حداقل يك پنجم سهام شركت را مالك باشند حق دارند از هيأت مديره بخواهند كه مجمع عمومي شركت را براي رسيدگي به امر خاصي دعوت نمايند. هيأت مديره بايد تا بيست روز از تاريخ اين تقاضا مجمع مورد درخواست را با رعايت تشريفات مقرر دعوت كند. در غير اين صورت درخواست كنندگان مي توانند دعوت مجمع را با همان دستور جلسه از بازرس شركت خواستار شوند و بازرس مكلف است با رعايت تشريفات مقرر مجمع مورد تقاضا را حداكثر تا ده روز از تاريخ تقاضا دعوت نمايد و در صورت امتناع وي، صاحبان سهام ياد شده حق خواهند داشت مستقيماً با رعايت تشريفات راجع به دعوت مجمع با همان دستور جلسه اقدام كنند و در آگهي دعوت به عدم اجابت درخواست خود توسط هيأت مديره و بازرسان تصريح نمايند.
تبصره ۱ـ چنانچه هيأت مديره مجمع عمومي عادي سالانه در موعد مقرر دعوت نكند بازرس يا بازرسان شركت مكلفند رأساً اقدام به دعوت مجمع مزبور بنمايند.
تبصره ۲ـ هيچ يك از مجامع عمومي نمي تواند تابعيت شركت را تغيير بدهد و با هيچ اكثريتي نمي تواند بر تعهدات صاحبان سهام بيفزايد. انحلال شركت فارغ از مالكيت دولتي و يا غيردولتي مستلزم تأييد وزارت نيرو مي باشد.
تبصره ۳ـ مادام كه شركت با رعايت قوانين، دولتي است، اصلاح اساسنامه (از جمله تغيير سرمايه) منوط به تصويب هيأت وزيران است.
تبصره ۴ـ در مواردي كه تصميمات مجمع عمومي متضمن يكي از امور زير باشد بايد يك نسخه از صورتجلسه مجمع جهت ثبت به مرجع ثبت شركت ها ارسال شود:
۱ـ انتخاب مديران و بازرس يا بازرسان شركت.
۲ـ تصويب ترازنامه.
۳ـ كاهش يا افزايش سرمايه و هر نوع تغيير در اساسنامه.
۴ـ انتشار اوراق مشاركت.
۵ـ انحلال شركت و نحوه تصفيه آن.
ماده ۲۰ـ در كليه مجامع عمومي صاحبان سهام شخصاً (يا نمايندگان اشخاص حقوقي به شرط ارائه مدرك وكالت يا نمايندگي) صرفنظر از تعداد سهام خود مي توانند حضور بهم رسانند و براي هر سهم فقط يك رأي خواهند داشت.
تبصره ـ هرگاه سهامداري سهام خود را به ديگري انتقال دهد، سهامدار بعدي با داشتن شرايط فوق زماني حق حضور و رأي دادن در مجامع عمومي عادي و فوق العاده را دارد كه قبل از تشكيل اين مجامع سهامش طبق ماده (۸) اين اساسنامه در دفتر ثبت سهام شركت به ثبت رسيده باشد و يا گواهينامه موقت سهم و يا اعلاميه خريد و فروش سازمان كارگزاران بورس اوراق بهادار تهران و يا گواهينامه نقل و انتقال بورس را در دست داشته باشد و با ارائه يكي از مدارك ياد شده ورقه ورود به جلسه را دريافت كرده باشد.
ماده ۲۱ـ دعوت صاحبان سهام براي تشكيل مجامع عمومي، از طريق نشر آگهي در روزنامه كثيرالانتشاري كه آگهي هاي مربوط به شركت در آن نشر مي شود، به عمل خواهد آمد. دستور جلسه، تاريخ و ساعت و محل تشكيل مجمع، با نشاني كامل محل تشكيل در آگهي ذكر خواهد شد.
تبصره ـ در صورتي كه تمامي صاحبان سهام در مجمع عمومي حاضر باشند، نشر آگهي و تشريفات الزامي نيست.
ماده ۲۲ـ مجامع عمومي عادي و فوق العاده در مركز اصلي شركت يا در محلي كه در آگهي دعوت صاحبان سهام تعيين مي شود، تشكيل خواهد شد.
ماده ۲۳ـ دستور جلسه هر مجمع عمومي را مقام دعوت كننده آن معين مي نمايد. اين دستور جلسه بايد در آگهي دعوت ذكر شود. مطالبي كه در دستور جلسه پيش بيني نشده باشد، قابل طرح در مجمع عمومي نخواهد بود مگر اينكه كليه صاحبان سهام در مجمع عمومي حاضر باشند و به قرار گرفتن آن مطلب در دستور جلسه رأي دهند.
ماده ۲۴ـ فاصله بين دعوت و تشكيل هريك از جلسات مجامع عمومي عادي و فوق العاده حداقل ده روز و حداكثر چهل روز خواهد بود.
ماده ۲۵ـ مجمع عمومي عادي يا فوق العاده به رياست رئيس يا نايب رئيس هيأت مديره و در غياب آنها به رياست يكي از مديراني كه به اين منظور از طرف هيأت مديره انتخاب شده باشد، تشكيل خواهد شد، مگر در مواقعي كه انتخاب يا عزل بعضي از مديران يا كليه آنها در دستور جلسه مجمع باشد. در اين صورت رئيس مجمع از بين سهامداران حاضر در جلسه با اكثريت نسبي انتخاب خواهد شد. دو نفر از سهامداران حاضر به عنوان ناظر مجمع و يك نفر منشي از بين صاحبان سهام يا غير آنها از طرف مجمع انتخاب مي شوند.
ماده ۲۶ـ قبل از تشكيل هريك از مجامع عمومي، هر صاحب سهمي (اعم از دارندگان گواهينامه نقل و انتقال بورس) كه مايل به حضور در مجمع عمومي باشد بايد با ارائه ورقه سهم يا گواهينامه موقت سهم يا اعلاميه خريد و فروش بورس متعلق به خود، به شركت مراجعه و ورقه دريافت نمايد. از حاضرين در مجمع، صورتي ترتيب داده خواهد شد كه در آن هويت كامل و اقامتگاه و تعداد سهام و تعداد آراي هريك از آنها قيد شده و به امضاي آنان خواهد رسيد.
ماده ۲۷ـ اخذ رأي به صورت غيركتبي (به صورت شفاهي و يا با بلند كردن دست به عنوان موافقت يا قيام و قعود و مانند آن) به عمل مي آيد مگر اينكه مجمع عمومي با اكثريت آرا مقرر دارد كه اخذ رأي درباره موضوع مطرح شده به صورت كتبي صورت گيرد.
ماده۲۸ـ هرگاه در هر مجمع عمومي تمامي موضوعات مندرج در دستور جلسه، مورد تصميم گيري نهايي قرار نگيرد، هيأت رئيسه با تصويب مجمع مي تواند اعلام تنفس نموده و تاريخ جلسه بعد را كه نبايد ديرتر از دو هفته باشد با قيد ساعت و محل تشكيل در همان جلسه اعلام كند. تمديد جلسه به اين شكل، محتاج به دعوت و آگهي مجدد نيست و جلسه تمديدي مجمع با همان حدنصاب جلسه اوليه رسميت خواهد يافت.
ماده ۲۹ـ از مذاكرات و تصميمات مجامع عمومي، صورتجلسه اي توسط منشي جلسه تحرير و تنظيم مي شود كه به امضاي هيأت رئيسه مجمع رسيده و يك نسخه از آن در مركز شركت و جزو اسناد شركت نگهداري مي شود. 
ماده ۳۰ـ مجامع عمومي كه طبق مقررات، قوانين و اساسنامه حاضر تشكيل مي شود، نماينده عموم سهامداران است و تصميمات آنها براي همگي صاحبان سهام (حاضران ، غايبان و مخالفان) الزام آور است.
ماده ۳۱ـ مجمع عمومي عادي شركت بايد هر سال حداقل يك بار و حداكثر ظرف چهار ماه از تاريخ انقضاي سال مالي، تشكيل شود و نسبت به تصويب يا رد صورت هاي مالي اساسي و ساير مواردي كه در دستور جلسه قيد شده و در صلاحيت مجمع عمومي عادي است، تصميم گيري كند.
ماده ۳۲ـ در مجمع عمومي عادي حضور دارندگان حداقل بيش از نصف سهامي كه حق رأي دارند ضروري است. اگر در اولين جلسه مجمع، حدنصاب مذكور حاصل نشود، مجمع دوم دعوت خواهد شد و با حضور هر تعداد از صاحبان سهامي كه حق رأي دارند رسميت داشته و تصميم گيري خواهد كرد، مشروط بر اينكه در دعوت جلسه دوم نتيجه دعوت اول قيد شده باشد.
ماده ۳۳ـ در مجمع عمومي عادي، تصميمات با اكثريت نصف بعلاوه يك آراي حاضر در جلسه رسمي و معتبر خواهد بود مگر در مورد انتخاب مديران و بازرسان كه اكثريت نسبي كافي است. در مورد انتخاب مديران تعداد آراي هر رأي دهنده در تعداد مديراني كه بايد انتخاب شوند ضرب مي شود و حق رأي هر رأي دهنده برابر با حاصل ضرب مذكور خواهد بود. رأي دهنده مي تواند آراي خود را به يك نفر بدهد يا آن را بين چند نفر كه مايل باشد تقسيم كند.
ماده ۳۴ـ وظايف مجمع عمومي عادي به شرح زير است:
۱ـ استماع گزارش هيأت مديره راجع به امور و وضعيت شركت، بررسي و تصويب ترازنامه و حساب هاي تقديمي هيأت مديره.
۲ـ رسيدگي، تصويب، رد و يا تصحيح حساب ها.
۳ـ بررسي و تصويب برنامه و بودجه سالانه و يا اصلاح آنها.
۴ـ تصويب سود قابل تقسيم و اندوخته ها.
۵ـ انتخاب، تعويض، عزل يا تجديد انتخاب مديران و بازرس اصلي و علي البدل، تعيين حق حضور و پاداش اعضاي هيأت مديره و حق الزحمه بازرس.
۶ـ تعيين روزنامه كثيرالانتشار براي نشر آگهي هاي مربوط به شركت.
۷ـ اتخاذ تصميم در مورد هرگونه موضوع كه جزو دستور جلسه بوده و در صلاحيت مجمع عمومي فوق العاده نباشد.
تبصره ـ تصويب ترازنامه و حساب ها بايد پس از استماع گزارش بازرس اصلي يا برحسب مورد، بازرس علي البدل بعمل آيد و الّا باطل و از درجه اعتبار ساقط خواهد بود.
ماده ۳۵ـ در مجمع عمومي فوق العاده بايد دارندگان بيش از نصف سهامي كه حق رأي دارند حاضر باشند. اگر در اولين دعوت حدنصاب مذكور حاصل نشود، مجمع براي بار دوم دعوت مي شود و اين بار با حضور دارندگان بيش از يك سوم سهامي كه حق رأي دارند رسميت يافته و اتخاذ تصميم خواهد نمود، مشروط به اينكه در دعوت دوم نتيجه دعوت اول قيد شده باشد.
ماده ۳۶ـ تصميمات مجمع عمومي فوق العاده همواره با اكثريت دو سوم آراي حاضر در جلسه رسمي و معتبر خواهد بود.

بخش پنجم ـ هيأت مديره
ماده ۳۷ـ شركت به وسيله هيأت مديره اي مركب از پنج يا هفت نفر عضو اصلي اداره مي شود كه به وسيله مجمع عمومي عادي از بين صاحبان سهام انتخاب مي شوند، مديران قابل عزل و تجديد انتخاب مي باشند. هر يك از مديران مي تواند با اطلاع كتبي به هيأت مديره در هر موقع از سمت خود استعفا دهد.
تبصره ۱ـ مجمع عمومي عادي مي تواند علاوه بر اعضاي اصلي نسبت به انتخاب حداكثر دو عضو علي البدل هيأت مديره اقدام نمايد.
تبصره ۲ـ مادام كه شركت با رعايت قوانين، دولتي و در شمار شركت هاي تابع شركت مادرتخصصي توليد نيروي برق حرارتي است، مي توان مديران را به تعداد حاصل ضرب تعداد مديراني كه بايد انتخاب شوند در نسبت آراي شركت فوق به كل آرا در انتخاب هيأت مديره، از ميان افراد صاحب نظر در تخصص هاي مرتبط با فعاليت هاي شركت كه سهامدار شركت نيستند انتخاب نمود.
ماده ۳۸ـ در صورتي كه بر اثر فوت يا استعفا يا سلب شرايط از يك يا چند نفر از مديران تعداد اعضاي هيأت مديره از حداقل مقرر در ماده (۳۷) اين اساسنامه كمتر شود، اعضاي علي البدل به ترتيب آراي شمارش شده هنگام انتخابات توسط مجمع عمومي جاي آنان را خواهند گرفت و در صورتي كه عضو علي البدل تعيين نشده باشد و يا تعداد اعضاي علي البدل كافي براي تصدي محل هاي خالي در هيأت مديره نباشد، مديران باقيمانده بايد بلافاصله مجمع عمومي عادي شركت را جهت تكميل اعضاي هيأت مديره دعوت نمايند.
تبصره ـ هرگاه هيأت مديره حسب مورد از دعوت مجمع عمومي براي انتخاب مديري كه سمت او بلامتصدي مانده خودداري كند، هر ذينفع حق دارد از بازرس يا بازرسان شركت بخواهد كه به دعوت مجمع عمومي عادي جهت تكميل تعداد مديران با رعايت تشريفات لازم اقدام كند در اين صورت بازرس يا بازرسان مكلف به انجام چنين درخواستي هستند.
ماده ۳۹ـ اشخاص حقوقي را مي توان به عضويت در هيأت مديره شركت انتخاب نمود. در اين صورت شخص حقوقي بايد يك نفر را به نمايندگي خود جهت انجام وظايف مديريت كتباً به شركت معرفي نمايد.
ماده ۴۰ـ مدت مأموريت مديران دو سال است. اين مدت تا وقتي كه تشريفات راجع به ثبت و آگهي انتخاب مديران بعدي انجام گيرد خود به خود ادامه پيدا مي كند.
ماده ۴۱ـ هر يك از مديران بايد حداقل پنجاه سهم از سهام شركت را در تمام مدت مأموريت خود دارا باشد و آن را به عنوان وثيقه به صندوق شركت بسپارد. اين سهام براي تضمين خساراتي كه ممكن است از تقصيرات مديران منفرداً يا مشتركاً بر شركت وارد شود، مي باشد. سهام مذكور با نام بوده و قابل انتقال نيست و مادام كه مديري مفاصاحساب دوره تصدي خود را در شركت دريافت نداشته است سهام مذكور در صندوق شركت به عنوان وثيقه باقي خواهد ماند. وثيقه بودن اين سهام مانع استفاده از حق رأي آنها در مجامع عمومي و پرداخت سود آنها به صاحبانشان نخواهد بود.
ماده ۴۲ـ هيأت مديره در اولين جلسه خود كه ظرف يك هفته بعد از جلسه مجمع عمومي عادي كه هيأت مديره را انتخاب كرده است تشكيل خواهد شد، از بين اعضاي هيأت يك رئيس و يك نايب رئيس براي هيأت مديره تعيين مي نمايد. مدت رياست رئيس و نيابت نايب رئيس بيش از مدت عضويت آنها در هيأت مديره نخواهد بود. رئيس و نايب رئيس قابل عزل و تجديد انتخاب خواهند بود. در صورت غيبت رئيس و نايب رئيس، اعضاي هيأت مديره يك نفر از اعضاي حاضر در جلسه را تعيين مي نمايند تا وظايف رئيس را انجام دهد. هيأت مديره از بين اعضاي هيأت يا خارج يك نفر را به عنوان منشي انتخاب مي نمايد.
ماده ۴۳ـ هيأت مديره در مواقعي كه خود به طور هفتگي يا ماهيانه معين مي كند با دعوت كتبي رئيس يا نايب رئيس و يا دو نفر از اعضاي هيأت مديره و همچنين در موارد ضروري به دعوت مديرعامل تشكيل جلسه خواهد داد. بين تاريخ ارسال دعوتنامه و تشكيل جلسه هيأت مديره فاصله متعارفي رعايت خواهد شد. چنانچه در هر يك از جلسات هيأت مديره تاريخ تشكيل جلسه بعد تعيين و در صورتجلسه قيد شود، ارسال دعوتنامه براي مديراني كه در همان جلسه حضور داشته اند ضرورت نخواهد داشت.
ماده ۴۴ـ جلسات هيأت مديره در مركز اصلي شركت يا در محل ديگري كه در دعوتنامه تعيين شده باشد تشكيل خواهد شد.
ماده ۴۵ـ جلسات هيأت مديره در صورتي رسميت دارد كه بيش از نصف اعضاي هيأت مديره در آن جلسات حضور داشته باشند. تصميمات هيأت مديره با اكثريت آراي حاضرين معـتبر خواهد بود. مديرعامل در جلسات هيأت مديره شركت خواهد كرد و در صورتي كه عضو هيأت مديره نباشد حق رأي نخواهد داشت.
ماده ۴۶ـ براي هر يك از جلسات هيأت مديره، بايد صورتجلسه اي تنظيم شود كه به امضاي مديران حاضر در جلسه برسد. نام مديران حاضر و غايب و خلاصه اي از مذاكرات و همچنين تصميمات متخذه در هر جلسه با قيد تاريخ در صورتجلسه ذكر مي شود. نظر هر يك از مديران كه با تمام يا بعضي از تصميمات مندرج در صورتجلسه مخالف باشد بايد در صورتجلسه قيد شود.
ماده ۴۷ـ هيأت مديره داراي اختيارات لازم براي هرگونه اقدام بنام شركت و انجام هر نوع عمليات و معاملات مربوط به موضوع شركت و اتخاذ تصميم درباره مواردي كه صريحاً در صلاحيت مجامع عمومي قرار نگرفته است، مي باشد، مشروط بر آنكه تصميمات و اقدامات آنها در حدود موضوع شركت باشد. اختيارات و وظايف هيأت مديره از جمله موارد زير مي باشد:
۱ـ نمايندگي شركت در برابر صاحبان سهام، اشخاص ثالث و ادارات دولتي و مراجع قضايي.
۲ـ تصويب آيين نامه هاي داخلي شركت.
۳ـ پيشنهاد ايجاد و حذف نمايندگي ها يا شعب به مجمع عمومي جهت تصويب.
۴ـ نصب و عزل مأموران و كاركنان شركت، تعيين شغل و حقوق و دستمزد و پاداش و ترفيع و تنبيه، تعيين ساير شرايط استخدام و معافيت و خروج آنها از خدمت و مرخصي و بازنشستگي و مستمري وراث آنها.
۵ـ پيشنهاد آيين نامه هاي مالي، معاملاتي و استخدامي شركت به مجمع عمومي براي تصويب.
۶ـ پيش بيني و تنظيم برنامه و بودجه سالانه شركت و ارائه آن به مجمع عمومي.
۷ـ افتتاح صرفاً يك حساب براي تمركز درآمدها و افتتاح حساب هاي هزينه و استفاده از آنها به نام شركت نزد بانك ها و مؤسسات قانوني ديگر.
۸ـ دريافت مطالبات و پرداخت ديون شركت.
۹ـ تعهد، ظهرنويسي، قبولي، پرداخت و واخواست اوراق تجارتي.
۱۰ـ عقد هر نوع قرارداد و تغيير و تبديل يا فسخ و اقاله آن در مورد خريد و فروش و معاوضه اموال منقول و غيرمنقول كه مرتبط با موضوع شركت باشد و از جمله انجام عمليات و معاملات مذكور در ماده (۲) اين اساسنامه.
۱۱ـ واگذاري يا تحصيل هرگونه حق كسب و پيشه و تجارت (سرقفلي) با رعايت موازين قانوني.
۱۲ـ تقديم درخواست و پيگيري ثبت هرگونه اختراع و يا نام و نشان و تصوير و علايم تجاري و يا خريد و تحصيل و فروش و يا واگذاري اختراعات و ورقه اختراع و يا هرگونه حقوق و امتيازات مربوط به آنها.
۱۳ـ تقاضا و اقدام براي ثبت هرگونه علامت و نام تجاري.
۱۴ـ عقد هرگونه قرارداد اجاره چه شركت موجر باشد و چه مستأجر و اقاله و فسخ آنها و تقاضاي تعديل اجاره بها و تخليه عين مستأجره.
۱۵ـ به امانت گذاردن هر نوع اسناد و مدارك و وجوه شركت در صندوق هاي دولتي و بانك ها و استرداد آنها.
۱۶ـ تحصيل تسهيلات از بانك ها و شركت ها و مؤسسات رسمي و درخواست اخذ هر نوع تأمين مالي به هر مبلغ و به هر مدت و به هر ميزان و سود كارمزد و يا هرگونه شرايطي كه مقتضي باشد با رعايت مقررات ماده (۲) اين اساسنامه و تأمين مالي به وسيله انتشار اوراق مشاركت با رعايت موازين قانوني.
۱۷ـ رهن گذاردن اموال منقول شركت و فك رهن، هر چند به دفعات باشد.
۱۸ـ رهن گذاردن اموال غيرمنقول شركت با تصويب مجمع عمومي و فك رهن، هر چند به دفعات باشد.
۱۹ـ احداث هرگونه ساختمان مورد نياز شركت.
۲۰ـ اقامه هرگونه دعواي حقوقي و جزايي و دفاع از هر دعواي حقوقي و جزايي اقامه شده از طرف شركت و به نام شركت در هر يك از دادگاه هاي اختصاصي يا عمومي در جهت استيفاي يكايك حقوق واقعي يا متصور شركت و دفاع از شركت و به نام شركت در مقابل هر گونه دعواي حقوقي و جزايي اقامه شده عليه شركت در هر يك از مراجع اختصاصي يا عمومي در جهت استيفاي حقوق مذكور با حق حضور و مراجعه به مقامات انتظامي، قضات تحقيق و استيفاي اختيارات مورد نياز در دادرسي از آغاز تا اتمام از جمله حضور در جلسات، اعلام اراده و نظر، درخواست پژوهش، فرجام، واخواهي و دادرسي، مصالحه و سازش، استرداد اسناد و دادخواست و دعوا و انكار و تكذيب اسناد و اعلام جعل و تعيين جاعل و با حق امضاي قراردادهاي حاوي شرط داوري يا توافقنامه داوري جداگانه و ارجاع به داوري و تعيين و گزينش داور منتخب ـ با حق صلح يا بدون آن ـ و اجراي حكم نهايي و قطعي داور و درخواست تخليه و خلع يد و رفع تصرف عدواني و مزاحمت، درخواست ضرر و زيان و صدور دستور لازم الاجرا (اجراييه) و تعقيب آنها و معرفي بدهكار و كارشناس و اموال بدهكار و درخواست توقيف مظنون و متهم و قبول اموال بدهكار در جلسات مزايده در مقابل طلب شركت، انتخاب و عزل وكيل و نماينده با حق توكيل مكرر و اقرار در ماهيت دعوا و جلب ثالث و دعواي متقابل و دفاع در مقابل آنها و تأمين خواسته و تأمين ضرر و زيان ناشي از جرايم و اخذ محكوم به و امور مشابه ديگر.
تبصره ـ صلح و سازش در دعاوي راجع به اموال عمومي و دولتي يا ارجاع آن به داوري در هر مورد بايد با رعايت اصل (۱۳۹) قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران صورت پذيرد.
۲۱ـ تعيين و ميزان استهلاك ها با توجه به قوانين جاري كشور.
۲۲ـ تنظيم خلاصه صورت دارايي و قروض شركت هر شش ماه يكبار و دادن آن به بازرس شركت.
۲۳ـ تنظيم خلاصه صورت دارايي و ديون شركت پس از انقضاي سال مالي و همچنين ترازنامه و حساب عملكرد و حساب سود و زيان شركت.
۲۴ـ دعوت مجامع عمومي عادي و فوق العاده و تعيين دستور جلسه آنها.
۲۵ـ پيشنهاد هر نوع اندوخته علاوه بر اندوخته قانوني.
۲۶ـ پيشنهاد تقسيم سود بين صاحبان سهام.
۲۷ـ پيشنهاداصلاح اساسنامه به مجمع عمومي فوق العاده.
تبصره ـ اختيارات هيأت مديره منحصر به موارد فوق نيست و ذكر موارد فوق به هيچ وجه به اختيارات هيأت مديره براي اداره امور شركت خللي وارد نمي سازد.
ماده ۴۸ـ هر سال طبق تصميم مجمع عمومي ممكن است نسبت معيني از سود ويژه به عنوان پاداش در اختيار هيأت مديره گذارده شود. اين نسبت به هيچ وجه نبايد از پنج درصد سودي كه همان سال به صاحبان سهام پرداخت مي شود تجاوز كند. اعضاي هيأت مديره مي توانند در سمت ديگر به طور موظف و به عنوان صاحب منصب شركت براي شركت انجام وظيفه نمايند و در ازاي آن با تصويب هيأت مديره حق الزحمه دريافت كنند.
ماده ۴۹ـ مسؤوليت هر يك از اعضاي هيأت مديره شركت در مقابل شركت، سهامداران و اشخاص ثالث طبق مقررات و قوانين جاري است.
ماده ۵۰ـ اعضاي هيأت مديره، مديرعامل شركت و مؤسسات و شركت هايي كه عضويت در هيأت مديره شركت دارند، نمي توانند بدون تصويب هيأت مديره در معاملاتي كه با شركت يا به حساب شركت مي شود به طور مستقيم يا غير مستقيم طرف معامله واقع و يا سهيم شوند. در صورت تصويب نيز هيأت مديره مكلف است بازرس شركت را از معامله اي كه اجازه آن داده شده بلافاصله مطلع نمايد و گزارش آن را به اولين مجمع عمومي عادي صاحبان سهام بدهد و بازرس نيز مكلف است ضمن گزارش خاصي حاوي جزييات معامله نظر خود را درباره چنين معامله اي به همان مجمع تقديم كند. عضو ذينفع (عضو هيأت مديره يا مديرعامل ذينفع در معامله) در جلسه هيأت مديره و نيز در مجمع عمومي عادي هنگام اخذ تصميم نسبت به معامله مذكور حق رأي نخواهد داشت. 
ماده ۵۱ـ مديرعامل شركت و اعضاي هيأت مديره به استثناي اشخاص حقوقي عضو هيأت مديره حق ندارند هيچگونه وام يا اعتباري از شركت تحصيل نمايند و شركت نمي تواند ديون آنان را تضمين يا تعهد كند و اينگونه عمليات به خودي خود باطل است. در مورد بانك ها و شركت هاي مالي و اعتباري، معاملات مذكور در اين ماده به شرط آنكه تحت قيود و شرايط عادي و جاري انجام گيرد معتبر خواهد بود. ممنوعيت مذكور شامل اشخاصي كه به نمايندگي شخص حقوقي عضو هيأت مديره، در جلسات هيأت مديره شركت مي كنند و همسر و پدر و مادر و اجداد و اولاد و اولاد اولاد و برادر و خواهر اشخاص مذكور در اين ماده هم مي شود.
ماده ۵۲ـ مديران و مديرعامل نمي توانند معاملاتي نظير معاملات شركت كه متضمن رقابت با عمليات شركت باشد انجام دهند. هر مديري كه از مقررات اين ماده تخلف كند و تخلف او موجب ضرر و زيان شركت شود مسؤول جبران آن خواهد بود. منظور از ضرر در اين ماده اعم است از ورود خسارت يا تفويت منفعت.
ماده ۵۳ـ مديرعامل بالاترين مقام اجرايي و اداري شركت بوده كه براي مدت دو سال از بين اعضاي هيأت مديره يا خارج از آن توسط هيأت مديره انتخاب مي شود. هيأت مديره مي تواند قسمتي از اختيارات مذكور در ماده (۴۷) را به مديرعامل تفويض نمايد. مديرعامل در حدود قوانين و مقررات اين اساسنامه مسؤول اداره امور شركت مي باشد. مديرعامل مي تواند با مسؤوليت خود بخشي از وظايف و اختيارات خود را به هر يك از كاركنان شركت تفويض نمايد.
تبصره ـ در صورتي كه مديرعامل از بين اعضاي هيأت مديره انتخاب نشده باشد، مي تواند بدون داشتن حق رأي در جلسات هيأت مديره شركت نمايد. نام و مشخصات و حدود اختيارات مديرعامل بايد با ارسال نسخه اي از صورتجلسه هيأت مديره به اداره ثبت شركت ها اعلام و پس از ثبت در روزنامه رسمي آگهي شود. هيأت مديره در هر موقع مي تواند مديرعامل را عزل كند.
موارد زير از جمله وظايف و اختيارات مديرعامل مي باشد:
۱ـ اجراي مصوبات و تصميمات هيأت مديره و مجمع عمومي.
۲ـ تهيه، تنظيم و پيشنهاد خط مشي، برنامه عملياتي، بودجه سالانه و تشكيلات تفصيلي شركت به هيأت مديره.
۳ـ تهيه و تنظيم صورت هاي مالي اساسي سالانه و ميان دوره اي شركت و ارائه آن به هيأت مديره.
۴ـ تهيه و تنظيم آيين نامه هاي مالي، معاملاتي، اموال، استخدامي، بيمه، پس انداز، رفاهي و ساير آيين نامه هاي شركت و ارائه آن به هيأت مديره.
۵ـ تعيين روش هاي اجرايي در چارچوب مقررات و آيين نامه ها و ابلاغ به واحدهاي ذي ربط.
۶ـ اداره امور فني، مالي و اداري و استخدامي شركت.
۷ـ نظارت بر حسن اجراي آيين نامه ها و دستورالعمل هاي شركت و انجام اقدامات لازم براي حسن اداره امور شركت در حدود قوانين و مقررات مربوط.
۸ـ اتخاذ تصميم و اقدام نسبت به كليه امور و عمليات شركت به استثناي آنچه از وظايف مجمع عمومي و هيأت مديره است.
۹ـ عزل و نصب كاركنان شركت، تعيين حقوق و دستمزد، پاداش، ترفيع و تنبيه آنها براساس مقررات و آيين نامه هاي مصوب، انتصاب مديران به پيشنهاد مديرعامل و تصويب هيأت مديره خواهد بود.
تبصره ـ در صورت انقضاي مدت مديريت مديرعامل، اقدامات او تا تعيين مديرعامل جديد نافذ و معتبر بوده و قدرت اجرايي خواهد داشت. در صورتي كه به هر دليل شركت مدتي بدون مديرعامل باشد، هيأت مديره بايد ظرف ده روز كاري نسبت به تعيين مديرعامل اقدام نمايد و در اين مدت يك نفر به انتخاب هيأت مديره، سرپرستي امور را بر عهده خواهد گرفت.
ماده ۵۴ـ اوراق و اسناد تعهدآور شركت و چكها و بروات و سفته ها و ساير اوراق تجاري توسط اشخاصي كه هيأت مديره تعيين مي كند، امضا مي شود. هيأت مديره نحوه امضاي مكاتبات عادي و جاري و شخص و يا اشخاصي كه حق امضاي آنها را دارند تعيين نموده و اسامي صاحبان امضاي مجاز را طي صورتجلسه اي به اداره ثبت شركت ها جهت درج در روزنامه رسمي ارائه مي نمايد.
ماده ۵۵ـ اشخاص زير را نمي توان به سمت مديريت شركت انتخاب نمود:
۱ـ محجورين و كساني كه حكم ورشكستگي آنها صادر شده است.
۲ـ كساني كه به علت ارتكاب جنايت يا يكي از جنحه هاي زير به موجب حكم قطعي از حقوق اجتماعي كلاً يا بعضاً محروم شده باشند، در مدت محروميت:
الف ـ سرقت، ب) خيانت در امانت، ج) كلاهبرداري، د) جنحه هايي كه به موجب قانون در حكم خيانت در امانت يا كلاهبرداري شناخته شده است، هـ) اختلاس، و) تدليس ، ز) تصرف غيرقانوني در اموال عمومي.

بخش ششم ـ بازرس
ماده ۵۶ـ مجمع عمومي عادي در هر سال يك يا چند بازرس اصلي و علي البدل را براي مدت يكسال معين مي كند. بازرس بايد حسابرس حرفه اي معتمد بورس باشد. بازرس بايد درباره صحت صورت دارايي و صورتحساب دوره عملكرد و حساب سود و زيان و ترازنامه اي كه مديران براي تسليم به مجمع عمومي گذاشته اند اظهارنظر كند و گزارش جامعي راجع به وضع شركت به مجمع عمومي تسليم كند. گزارش بازرس بايد حداقل ده روز قبل از تشكيل مجامع عمومي عادي جهت مراجعه صاحبان سهام در مركز شركت آماده باشد. تصميماتي كه بدون گزارش بازرس راجع به تصويب صورت دارايي و ترازنامه و حساب سود و زيان شركت از طرف مجمع عمومي اتخاذ شود از درجه اعتبار ساقط خواهد بود.
تبصره ۱ـ اشخاص زير را نمي توان به سمت بازرس شركت انتخاب نمود:
۱ـ اشخاص مذكور در ماده (۵۵) اساسنامه.
۲ـ مديران و مديرعامل شركت.
۳ـ اقرباي سببي و نسبي مديران و مديرعامل تا درجه سوم از طبقه اول و دوم.
۴ـ هركس كه خود يا همـسرش از اشـخاص مذكور در بند (۲) موظفاً حقوق دريافت مي دارد.
تبصره ۲ـ مادام كه شركت دولتي است، در انتخاب حسابرس و بازرس رعايت تبصره (۱) ماده (۱۳۲) قانون محاسبات عمومي كشور الزامي است.
ماده ۵۷ـ بازرس مي تواند در هر موقع هرگونه رسيدگي و بازرسي لازم را در هر يك از امور شركت چه به مباشرت و چه با استفاده از خبره و كارشناس با رعايت قوانين جاري انجام داده و اطلاعات مربوط به شركت را از مديران يا كاركنان شركت مطالبه نمايد. انجام وظيفه بازرسـي به هيچ وجه نبـايد مانع انجـام عادي امـور شركت شود.
ماده ۵۸ـ مسؤوليت بازرس در مقابل شركت و صاحبان سهام و اشخاص ثالث طبق قوانين جاري است.
ماده ۵۹ـ حق الزحمه بازرس را مجمع عمومي عادي تعيين مي نمايد.
ماده ۶۰ـ بازرس نمي تواند در معاملاتي كه با شركت يا به حساب شركت انجام مي گيرد، به طور مستقيم يا غيرمستقيم ذينفع شود.
ماده ۶۱ـ سال مالي شركت از روز اول فروردين ماه هر سال آغاز و در روز آخر اسفند ماه به پايان مي رسد.
ماده ۶۲ـ هيأت مديره بايد حداقل هر شش ماه يكبار خلاصه صورت دارايي و قروض شركت را تنظيم كرده و به بازرس بدهد.

بخش هفتم ـ حساب هاي شركت
ماده ۶۳ـ هيأت مديره شركت بايد پس از انقضاي هر سال مالي صورت دارايي و ديون شركت را در پايان سال و همچنين ترازنامه و حساب عملكرد و سود و زيان شركت را به ضميمه گزارشي درباره فعاليت و وضع عمومي شركت طي سال مالي مزبور تنظيم كند. اسناد مذكور در اين ماده بايد حداقل بيست روز قبل از تاريخ تشكيل مجمع عمومي عادي سالانه در اختيار بازرس گذاشته شود تا پس از رسيدگي با گزارش بازرس به مجمع عمومي صاحبان سهام تقديم شود.
ماده ۶۴ـ از پانزده روز قبل از تشكيل مجمع عمومي سالانه، هر صاحب سهم مي تواند در مركز اصلي شركت به صورتحساب ها مراجعه كرده و از ترازنامه و حساب سود و زيان شركت رونوشت بگيرد. هر صاحب سهم مي تواند از ده روز قبل از تشكيل مجمع عمومي سالانه از گزارش بازرس نيز رونوشت بگيرد.
ماده ۶۵ـ ارزيابي دارايي هاي شركت طبق موازين و اصول متداول و پذيرفته شده حسابداري به عمل خواهد آمد. در ترازنامه بايد استهلاك اموال و اندوخته هاي لازم در نظر گرفته شود، اگرچه پس از وضع استهلاك و اندوخته ها سودقابل تقسيم باقي نماند يا كافي نباشد. پايين آمدن ارزش دارايي ثابت در نتيجه استعمال يا بر اثر تغييرات فني و يا به علل ديگر بايد در استهلاك منظور شود. براي جبران كاهش احتمالي ارزش ساير اقلام دارايي و زيان ها و هزينه هاي احتمالي بايد ذخيره لازم منظور شود. تعهداتي كه شركت آن را تضمين كرده است بايد با قيد مبلغ در ذيل ترازنامه آورده شود.
ماده ۶۶ـ ترازنامه و حساب سود و زيان هر سال بايد ظرف چهار ماه پس از انقضاي سال مالي شركت براي تصويب به مجمع عمومي صاحبان سهام تقديم شود.
ماده ۶۷ـ تصويب ترازنامه و حساب سود و زيان هر دوره از طرف مجمع عمومي براي هيأت مديره به منزله مفاصاحساب براي همان دوره خواهد بود.
ماده ۶۸ـ سود خالص شركت در هر سال مالي عبارتست از درآمد حاصل در همان سال منهاي هزينه ها و استهلاك ها و ذخيره ها.
ماده ۶۹ ـ از سود خالص شركت پس از وضع زيان هاي وارده سال هاي قبل، بايد معادل يك بيستم به عنوان اندوخته قانوني موضوع شود. همين كه اندوخته قانوني به يك دهم سرمايه شركت رسيد موضوع كردن آن اختياري است و در صورتي كه سرمايه شركت افزايش يابد كسر يك بيستم مذكور تاجايي ادامه خواهد يافت كه اندوخته قانوني به يك دهم سرمايه افزايش يافته بالغ شود. به پيشنهاد هيأت مديره و تصويب مجمع عمومي عادي ممكن است قسمتي از سود ويژه براي تشكيل اندوخته هاي مخصوصي كنار گذاشته شود.
ماده ۷۰ـ سود قابل تقسيم عبارتست از سود خالص سال مالي شركت منهاي زيان هاي سال هاي مالي قبل و اندوخته قانوني و ساير اندوخته هاي اختياري به علاوه سود تقسيم نشده سال هاي قبل. تقسيم سود اندوخته بين صاحبان سهام فقط پس از تصويب مجمع عمومي جايز خواهد بود و در صورت وجود منافع تقسيم ده درصد از سود ويژه سالانه بين صاحبان سهام الزامي است.
ماده ۷۱ـ پرداخت سود به صاحبان سهام بايد ظرف هشت ماه پس از تصويب مجمع عمومي راجع به تقسيم سود انجام پذيرد.

بخش هشتم ـ انحلال و تصفيه
ماده ۷۲ـ انحلال شركت به هر يك از دلايل زير و با رعايت قوانين و مفاد اين اساسنامه (از جمله اخذ تأييديه وزير نيرو) امكان پذير است:
۱ـ در مواردي كه بر اثر زيان هاي وارده حداقل نصف سرمايه شركت از ميان برود، هيأت مديره مكلف است بلافاصله مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام را دعوت نمايد تا موضوع انحلال يا بقاي شركت را مورد شور و رأي قرار دهد. هر گاه مجمع مزبور رأي به انحلال شركت ندهد بايد در همان جلسه و با رعايـت مفاد ماده (۱۵) اين اساسنامه سرمايه شركت را به مبلغ سرمايه موجود كاهش دهد. در صورتي كه هيأت مديره شركت به دعوت مجمع عمومي فوق العاده مبادرت ننمايد يا مجمعي كه دعوت مي شود نتواند مطابق مقررات قانوني تشكيل شود هر ذينفع مي تواند انحلال شركت را از دادگاه صلاحيت دار درخواست كند.
۲ـ وقتي كه موضوع فعاليت شركت به طور كامل انجام شود و يا انجام آن غيرممكن شده باشد.
۳ـ در صورت ورشكستگي.
۴ـ در هر موقع كه مجمع عمومي فوق العاده صاحبان سهام به هر علتي رأي به انحلال شركت بدهد.
۵ـ در صورت صدور حكم قطعي دادگاه.
ماده ۷۳ـ هر گاه شركت مطابق ماده (۷۲) اين اساسنامه منحل شود تصفيه امور آن با رعايت قوانين و مقررات انجام مي شود.
اين اساسنامه به موجب نامه شماره ۳۴۴۵/ ۱۰۲ /۹۳ مورخ ۱۲ /۱۱ /۱۳۹۳ شوراي نگهبان تأييد شده است. 

معاون اول رئيس ‎جمهور ـ اسحاق جهانگيري
       
-
صفحه اصلي سايت راهنماي سامانه ارتباط با ما درباره ما
كليه حقوق اين سامانه متعلق به پژوهشكده شوراي نگهبان مي باشد ( دي ماه 1400 نسخه 1-2-1 )
-